العلامة المجلسي

624

حياة القلوب ( فارسي )

موسى عليه السّلام گفت : بيندازيد آنچه مىاندازيد . پس ريسمانها وعصاها كه در آنها جادو كرده بودند همه را انداختند وگفتند : بعزت فرعون ما غالب مىشويم ، پس آنها مانند مار واژدها به حركت درآمدند ، مردم ترسيدند ، پس موسى عليه السّلام در نفس خود خوفي يافت ! ندا از جانب ربّ أعلى به أو رسيد كه : مترس تو بلندترى وغالب مىشوى بر ايشان ، وبينداز عصا را كه در دست راست خود دارى تا بربايد وفروبرد آنچه ايشان ساخته‌اند ، زيرا كه ساختهء ايشان جادوست وكار تو معجزهء خداوند عالميان است . چون موسى عليه السّلام عصا را انداخت بر روى زمين ، آب شد مانند قلعى واژدهائى شد عظيم ، وسر از زمين برداشت دهان خود را گشود وكأم بالاى خود را بر بالاى قصر فرعون گذاشت وكأم پائينش را بر زير قصر فرعون ، پس برگشت وجميع عصاها وريسمانهاى ساحران را فروبرد . مردم از دهشت أو منهزم شدند ، در گريختن ايشان ده هزار كس از مردان وزنان وأطفال پامال وهلاك شدند ، پس برگرديد ورو به قصر فرعون آورد ، فرعون وهامان از شدت ودهشت آن حال ، جامه‌هاى خود را نجس كردند ! موى سر وريش ايشان سفيد شد ! وموسى عليه السّلام نيز با مردم منهزم شد ، پس خدا به أو ندا كرد كه : بگير عصا را ومترس كه ما آن را به حالت اولش برمىگردانيم . پس موسى عليه السّلام عباى خود را در دست خود پيچيد ، در ميان دهان اژدها كرد وكامش را گرفت ، ناگاه همان عصا شد كه پيشتر بود . چون ساحران اين معجزهء ظاهر را مشاهده كردند همگى به سجده افتادند وگفتند : ايمان آورديم به پروردگار عالميان ، پروردگار موسى وهارون . پس فرعون در غضب شد از ايشان وگفت : آيا ايمان آورديد به أو پيش از آنكه من شما را رخصت دهم ، بدرستى كه موسى بزرگ شماست كه جادو را به ياد شما داده است ، پس بزودى خواهيد دانست كه با شما چه خواهم كرد ، البتة خواهم بريد پاها ودستهاى شما را از جانب مخالف يكديگر وهمه را در درختان خرما به دار خواهم كشيد .